معراج
حضرت سلطان دین بین چه هنر میکند
از سر انگشت خود شق القمر میکند
گاه شود سنگ و ریگ در کف او سبحه خوان
گاه ز پشت شتر نخل ثمر میکند
گاه شود چوب خشک بارور و میوه سر
گاه ابوجهل را خون جگر میکند
یک شبی از جمله شب گفت به جبریل رب
جانب شاه عرب کیست که پر میکند
زود سلامم ببر گوی به خیر البشر
داده خدایت خبر خیر به شر میکند
وه چه براق جمیل داده خدای جلیل
خادم تو جبرئیل خدمت در میکند
گفت به مرکب نشین ای شه دنیا و دین
قدرت حق را ببین بر تو نظر میکند
سوی سما میروی عرش علا میروی
نزد خدا میروی عرض دگر میکند
کرد فلک زیر پا پادشه دو سرا
هر نفس از یک سرا زود گذر میکند
رفت به هفت آسمان دید جهیم وجنان
جای همه مشرکان تحت سقر میکند
حضرت آدم صفی عجز کند بر نبی
بین که پدر عاجزی نزد پسر میکند
نوح و خلیل خدا عیسی و موسی جدا
هر یکی یک التجاء با تو دگر میکند
جمله پیغمبران هر یکی از یک مکان
عجز خود ای کامران با تو نگر میکند
هست رفیقت به غار حضرت بوبکر یار
دین تو را آشکار عدل عمر میکند
کاتب وحی خدا ابن عفان با حیا
شیر خدا مرتضی قتل کفر میکند
پادشه با وقار حیدر دلدل سوار
سرو تن ذوالخمار زود بدر میکند
قلعه خیبر شکست بند زبر بر ببست
خیبریان را به دست زیر و زبر میکند
جمله یاران تو هست ثنا خان تو
بر در احسان تو جمله نظر میکند
نام تو نام خدا میم زیاد احمدا
صل علی سر مدا کوه و کمر میکند
عاش دیدار تو بر سر بازار تو
هر که خریدار تو نیست ضرر میکند
دادعلی زار تو کلبک دربار تو
ناظم اشعار تو نعت تو سر میکند
حضرت داد علی

دوستان عزیز خواهش میکنم
کامنت تکراری و شکلک نزارین ![]()
![]()
![]()
که حذفشون میکنم
این وبلاگ برای دوستداران شعر وادب