اشـــعـــار نــغـز از صــاحـبــان مـغــز
 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

از غم زلفت دل شیدا شکست

شیشه می در شب یلدا شکست

خال لبت مرده کند زنده را

رونق بازار مسیحا شکست

پیرهن عصمت یوسف درید

از غم آن پشت زلیخا شکست

کشتی ما بر لب دریا رسید

خیر نبیند که دل ما شکست

قیس به صحرای جنون جان بداد

وحش بیابان خم دلها شکست

بس که زدیم ریگ بیابان به پای

خار مغیلان به کف پا شکست

بس که جفا دید ز اغیار تو

عهد ترا جامی شیدا شکست

 

*****

 

نور الدین عبد الرحمان جامی

  

غمت در نهانخانه دل نشیند 

به نازی که لیلی به محمل نشیند

به دنبال محمل سبکتر قدم زن 

مبادا غباری به محمل نشیند 

به پا گر خلد خار به آسان بر آید  

چه سازم ز خاری که بر دل نشیند

زگل گل بروید بصحن چمن ها

که بوی خوش آن بهر دل نشیند 

دلمرا مرنجان که این مرغ وحشی 

ز بامیکه بر خاست مشکل نشیند 

خوش آن کاروانی که شب راه طی کرد 

دم صبح اول به منزل نشیند 

بنازم به بزم محبت که آنجا  

گدایی وشاهی مقابل نشینن 

امیدواره جامی به فردای  محشر 

به زیر لوای مزمل نشیند

 

*****  

(نورالدین عبدالرحمن جامی)

 

*****

 

بدیدم طاق ابرویت دلم شد مبتلای تو

به شوخی میبرد دل را تو دانی وخدای تو  

اگر مطلب تو را این است که من در حسرتت مردم 

مرا صد جان اگر باشد همه سازم فدای تو  

مشو غافل ز حال من که تا جان در بدن دارم 

ز سر بیرون نخواهد شدمراهرگز هوای تو  

بسی خوبان بدیدم من نگشتم مایل ایشان

نمیدانم چه سر است اینکه مردم از برای تو 

اگر خوبان عالم را ز سر تا بیارایند 

دل مسکین جامی رانباشد جز هوای تو

 

  ***** 

 

(نورالدین عبدالرحمان جامی)

 

 

[ سه شنبه هفدهم آبان 1390 ] [ 20:0 ] [ ســـهــیـــل ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ برای دوستداران شعر وادب

فارسی، ایجاد گردیده، وسعی دارد با

گلچین کردن ابیات شاعران بزرگ ،گامی در

شناساندن شاعران ،وایجاد انگیزه بیشتر

برای مطالعه کامل آثار این هنرمندان

جاودانه فراهم آورد.



شعر عطار همه عطر وگل ویاسمن است

زیب هر بزم وصفا،زینت هر انجمن است

گرچه عطار بد این شاعر عارف اما

در ترازوش همه نقل و نبات و لبن است

هر چه شیرینی و شهد است

در این نیشابور همه در شعر

همین شاعر شیرین سخن است

(براتعلی بازوبندی)


گردلی میخواهدت بسیار دان

پس مصیبت نامه عطار خوان

بزرگانی که در هفت آسمانند

الهی نامه عطار خوانند

سخن گویان سخن بسیار گفتند

ولی نه شیوه عطار گفتند



مولانا:

من آن ملای رومی ام که از نطقم شکر ریزد

ولیکن در سخن گفتن غلام شیخ عطارم


هفت شهر عشق را عطار گشت

ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم


عطار روح بود و سنايي دو چشم او

ما از پي سنايي و عطار آمديم


اگر عطار عاشق بود سنایی شاه و فایق بود

نه اینم من نه آنم من که گم کردم سر وپا را




دوستان عزیز از آنجایی فرصت کافی ندارم

و نمیتونم زیاد تو نت باشم لذا از شما

دوستان عزیزم خواهش میکنم که

برام زیاد کامنت نزارین کسایی که روزانه

بیشتر از ده کامنت بزارن حذف میشن

لطفا تقاضای لینک نکنید

دوستان عزیز نظرات تکراری ونظراتی که

تنها بصورت شکلک باشه تایید نمیشه!!!

دوستان عزیز از آنجایی که تعداد دوستانی

که ازم خواستن تا لگویشان را در وب بزارم

زیادن و نمیتونم همشون را بزارم برای آنکه

کسی ناراحت نشه هیچ کدوم را نمیزارم
امکانات وب
... ....
کارت پستال درخواستی طراحان - سفارش از شما ، طراحی با ما 
... الا یا ایها الساقی+ناظری ...